|
تولدم هم تموميد شدم ۲۱ ساله حس عجيبى دارم از ۲۱ سالگى خوشم نمى آد ولى چاره اى نيست ايشاالله ۲۲ سالگيم يه جشن باحال ميگيرم و همه رو دعوت ميكنم حالا ميخوام براتون از تفلدم بگم از كسانى كه دوستشون دارم و به يادم بودن نميدونم، ولى دوست دارم اسم تك تكشون رو بيارم:
- از عشقم شروع كنم كه خيلى دوستش دارم فرهاد جونيم زنگ زد بهم يه تاپيك ناز زده بود تو سايت Balatarin4u و بچه ها اومدن و خوشحالم كردن
>>>"تبریک به farpar عزیز بابت تولدشون"<<<
كلى مهمون دعوت كرد به كنفراس ياهو تو اين كنفراس قشنگ، كلى از داداشهاى گُلم و دوستاى نازم اومده بودن : رضا نوروزى آرمان ديناروند سهيل امير.ه حامد خان كبير Saeed2007 Saeed Ab محمود صبا Ouardia

- يكى از بهترين و عزيز ترين دوستانم بهم زنگ زد : الهام، دوستِ دوران راهنمائيم كه ۴ سال بعد از اومدنم به فرانسه، در تابستانِ ۸۴ پيداش كردم و فقط يك بار در ايران ديدمش و ديگه ازش خبرى نشد, بهم زنگ زد ! حالا فكر كنيد من دو سال تموم دنبالِ اين دوستم گشتم ولى نتونستم پيداش كنم!! ميدونيد الهام طى اين سالها كجا بوده ؟ جايى كه من طى تابستانِ ۸۵ و ۸۶ هميشه اونجا بودم، سمتِ شريعتى! و دقيقا تو كوچه اى كه خالم خدا بيامرز زندگى ميكرده بوده !! حالا ببينيد دنيا چه قدر كوچيكه، به فاصله شايد چند تاخونه حتي !!!!!
- خيلى ها باهم تماس گرفتند: مامان و بابام داداشم راشا و مامان و باباش و نيما امير تالاري فرزانه و فهيمه مجتبى مهسا جونم Ouardia Raphaëlle و virginie صدف Laetitia karima Ulrich هانيه اميررضا اسما
- بچه هاى دانشگاه برام جشن گرفتند: Raphaëlle Betinda Fariza Hakima Hanan Christiane Zuma Yasin Tiphène Anetta Elsa Vladimire Adam Falavian Bianta Sabrina emmanuel Sevrine

- و دوستانِ پارسالم برام هديه فرستادند.
خب ، اينها رو نوشتم براى چشم هاى خودم كه بهتر ببينند،ببينند چه قدر تو اين دنيا دوست دارم، تا شايد كمتر دلم پيش خدا شكايت بكنه !!!
از همه ممنونم، از صميم قلب از خداى مهربون ميخوام كه همگى هميشه و همه جا سالم و موفق باشين !
و اول و آخرِ تشكر ها بر مى گرده به عشق جاودانم، فرهادِ من، ممنونم كه انقدر زياد بهم نيرو ميدى تا براى ادامه راه تلاش كنم! دوسِت دارم عاشقونه
_______________________________ ___________________________ __________________
امروز تولد من و بابايى جونم بود بابا حسين جونم كه رفته اون دنيا و منتظرِ تا منم برم پيشش بابايى جونم تولدت مبارك ايشاالله سال بعدى خودم ميام خونت و كلى شعم روشن ميكنم تا صبح بابايى گُلم خيلى دوسِت دارم بابايى جونم روحت شاد باشه بابايى جونم چند تا از اون ۵۰ تومنى ها بهم كادو ميدى ؟ بابايى جونم تولدت مبارك ايشاالله كه اونجا زندگيت آروم باشه و قشنگ بابايى جونم، براى پرستو دعا ميكنى ؟ براى نوه كوچولوت؟ براى هلوت، براى عروسك فرنگيت، يادته اينا رو بهم ميگفتى هر بار كه مى اومدم پيشت، مغازت؟ قربونِ بابايى ِ گُلم برم من الهى، مراقب خاله جون باشيااااااا دختر گلت خيلى الان اونجا تنها است باهاش باشى ها بابايى خاله ميترا رو ببوس از طرف من بابايى جون بهش بگو دوستش دارم بگو پپريش دلش براش تنگ شده بابايى و خاله جونم امشب مياين به خوابم؟ بياى تولدم و جشن بگيريم، باشهههه ؟؟؟؟؟ منتظرم هاااا !!!!!
|