|
|
|
|
 سلام
نى نى من، بعدِ قرنی اومدم پيشت
من نميدونم چرا همش كارام شده اوردنِ غم و غصه به دل تو عزيزِ دلم
مامانى، دلم باز گرفته
ولى اين بار واسه چيزى گرفته كه باورش برا خودمم سختِ !
الان دارهِ بارون مياد!
قطره هاى بارون دونه دونه میچکند رو شیروونی
صداش دارهِ هر ثانيه بيشتر و بيشتر ميشه
ديروز خيلى شاد بودم
خيلى
پرى روز
هفته پيش
دو هفته پيش
يه ماه پيش حتى
ولى امروز
الان
ساعت ۱۶:۴۸، مٌخم تعطيل شده!
stop كرده سرجاش
دلم گرفته
راست ميگن هر جاى دنيا هم كه برى عصرِ جمعه دلگیره
مامانى
نى نى من، صداى مامانى رو ميشنوى ؟
چرا آخه اين دنيا يه هویی چشم هاش رو مى بنده
ديگه نميذار نگاهش كنم
مامانى يه حس غريبى دارم
۳ روز كه سر درد ولم نمى كنه
همش با خودم فكر و خيال ميكنم
به حرف هايى كه بابا زده
به حرف هايى كه قراره بزنِ فكر ميكنم
يه درد و دل سخت در پيش رو دارم
از آينده ميترسم نى نى فرپرم
ميدونى، ترس نيست ها، دلهره است، دلهره از اينكه ميرسم بهش يا نه ؟!!
اگه بدونى چه قدر دوست داشتم يه صدايى، يه نگاه ميگفت كه اينده ام چى ميشه !
همش از خودم ميپرسم نكنه مالِ من نباشه ؟! نكنه به من نرسه ؟ نكنه نياد سراغم ؟ نكنه تنها بمونم ؟
نى نى، كى ميدونه تو اين دل چه خبره ؟ كى ميدونه كى و كجا اشك ميريزم و سكوتم كيه ؟
امروز خسته خسته شدم!
از هر جا، يه چيزى شنيدم، از هر جا، يه غصه و دردى اومد، هر كى فقط خودش و نگاه ميكنه !
د آخه چرا ؟
د آخه مگه من آدم نيستم ؟
مگه من دل ندارم ؟
ميدونى چيه مامانى ؟
الان بويه خاك و بارون مياد !
صداى جيك جيك و چهچه پرنده ها مياد !
يه فيلم هم گذشتم، دارم نگاه ميكنم، جالب بدونى اين فيلم كاملا دارهِ خط
و مسيرِ زندگى من رو شرح ميده! دقيقا اون نا اميدى رو بيان ميكنه !
واى كه چه قد بى حال و حوصله ام، حتى حال ندارم از شكلك استفاده كنم !
مامانى قول ميدم دفعه ديگه با كلى فكر باز و روشن و شاد بيايم !
نى نى تو بخواه
من شاد ميام
نى نى دل مامانى گرفته
نى نى فرپرم، دلم پره از اين زمونه !
ميخوام به آرزوم بررسم!
ميخوام شادى برگرده به دلم...
|
|
جمعه 27 اردیبهشت1387 |
|
|
| |