|
و بازهم دوست دارم ها
|
|
|
اگر بازم بگم كه تك ستارم فقط تویى، اگه بگم كه دنيام فقط تویى، اگه
دوباره بگم كه جون و عمرم تویى، انگار كه باز بايد بگم كه دوسِت دارم و
بدونِ تو زندگى برام بى معنى
تو اگه نباشى واقعا من مى ميرم
امشب قلبم از جا كنده شد
شايدم داشتم ميمردم
ولى با نفس هاى تو زنده موندم
دوسِت دارم و پا به پات ميام شاه قلبم
بابا فر، مامان پر عاشقت شده ديونه وار!
هر چی که دارم مال تو
|
|
سه شنبه 30 مهر1387 |
|
|
| |
|
چهارمین آلبوم عشقم
|
|
|
نظر یادتون نره هاااااااا
|
|
دوشنبه 22 مهر1387 |
|
|
| |
|
Un sentiment doux et brutal
|
|
|
 
L'amour c'est comme l'enferc'est comme si tu met un pied sous terre Une fois que tu y entres tu sais qu'on t y enterreIl te consume tout entier comme quand on brûle du papierSi rapidement que t'a pas le temps de sortir de ce tourbillonDe cette sensation maléfiqueMais en même temps si magnifique ...Ahlam
|
|
چهارشنبه 17 مهر1387 |
|
|
| |
|
عشق واقعی
|
|
|
عشق واقعی یعنی اینکه پشتش باشی پشت کسی که دوسش داری.
عشق واقعی یعنی اینکه کنارش باشی تا احساس تنهایی نکنه.
عشق واقعی یعنی اینکه بهش توجه کنی تا بفهمه که مهمه.
عشق واقعی یعنی اینکه کاری کنی که بدونه کسی دوستش داره.
عشق واقعی یعنی اینکه رهاش نکنی تا بفهمه رها شدنی نیست.
و
اینها کار هایی بودند که من نکردم ........ ولی عشق واقعی داشتم.
سعی کنید حما ۴ تا اصل بالا رو انجام بدین تا عشقتون به چشم بیاد.
|
|
چهارشنبه 17 مهر1387 |
|
|
| |
|
همه جورش قشنگه ...
|
|
|
يه روز همه چى سياه ميشه مثل قير
يه روز همه چى سفيد و شفاف و زلال و نورانى ميشه مثل آب
ولى واقعا بين اين دو تا هر كدومش قشنگى خاصِ خودش رو داره
واقعا اگه دو تا كفه ترازو يكسان نباشند، ممكنه هر لحظه سنگينى اون يكى، اين يكى رو نابود كُنه
ولى وقتى جفتشون كنار هم قرار ميگيرند انگار همه چيز زيباتر !
خيلى دلم ميخواست بدونم وسط اين دو تا رو كى ميتونم پيدا كنم!
امروز ديگه واقعا بايد start بزنم
تا حالا ديدى آدم هايى رو كه ميان تو زندگیت و فقط قصد بد دارند و چشم ندارند ببينن خوشى؟
ديدى باهات چى كار ميكنن؟
ديدى چه جورى دارند میسوزند از اينكه اونا مثل تو نيستند؟
ديدى چه قدر با حسرت باهات حرف ميزنند و ذل میزنند تو چشمات؟
اين آدم ها همون دشمن هات هستند!
ميدونم كه زود ميرسه روز قشنگ به هم پيوستن، ميدونم كه همه چيز داره خوب پيش ميره و به زودى اين سختى ها كم ميشند!
ميدونم كه دست هم رو ميگيريم و ميريم يه جاى دور و بين زمين و آسمون و خدا زندگى ميكنيم!
دوستت دارم
|
|
سه شنبه 16 مهر1387 |
|
|
| |
|
|
|
|
يكى بود يكى نبود ...
من بودم و تك ستاره و خدا
خدا نگاهم كرد
بهم گفت كه نبايد تند برم
ولى رفتم
بدونِ اينكه بفهمم بعدش چى ميشه
چشمام و بستم و ....
همه چی خراب شد
تك ستاره دلش پر بود
تك ستاره از طرفى هم شاد بود كه داره ميره مسافرت
تك ستاره نگاهم ميكرد و ميديد چى ميكشم ولى با سكوت جوابم رو ميداد
من اينقدر كر شده بودم كه صداى سکوتش رو هم نمى شنيدم
تك ستاره عاقل بود
من مغزم نمى كشيد (IQ)
تك ستاره با كمالِ آرامش حرف میزد و
من ذره ذره آب ميشدم
تک ستاره مى خواست ببينه و بشنوه چى ميگم
اينقدر گفتم و گفتم تا همه چيز رو از بين بردم
آره خودم، دستى دستى از بين بردمش
حيف شد، ميدونم
تك ستاره بارش رو بست
حالا تك ستاره داره ميره
چون من خيلى بد بودم
تك ستاره گفت دوستم داره من باور نكردم
چون اون باورم نداشت ديگه
يه كلمه و حرفم باعث شد همه چى به هم بريزه
من موندم تنها
تك ستاره رفت تا چندروزه ديگه
ولى نميدونم من و تك ستاره ديگه چه جورى ميتونیم به هم ثابت كنيم كه همديگر رو دوست داريم
تك ستاره خسته شده، حق داره من كم طاقت شدم و حساس
خدا کجایی ؟ تقصير فاصله است !
يعنى از بين ميره ؟
تك ستاره رفت
من موندم
ولى حالا ميدونم با رفتنم تك ستاره هم آزاد ميشه
براى تك ستاره و آرامشش دعا كنيد
براى رفتن من هم،حلالم كنيد
... پايان
|
|
چهارشنبه 10 مهر1387 |
|
|
| |