|
عشق جاودانه
|
|
|
بیـا ای عشق دیرینه، شبی با مـن مـدارا کــن پس ازاین رنج صد ساله، مرا امشب مداوا کن
غم و اندوه مهمانند درفراغت اندراین خـانه بیـا ومجلس شادی وعـیش ونـوش بـرپـا کن
بیـا بنگر غـم دوری، مرا پیر و زبون کـرده بیـا و بـا دم عـیسـی مـرا یـک دم تـوانا کن
وجود من در این عالم بدون تو بسی پوچ است بیـا و بـا وجود خویش وجودم را تـو معنـا کن
نمی دانم چرا بی تو درونم خشک وبی روح است بیـا ای قبـلـه عالـم! درونـم را تـو احیـا کن
بجــز زشتی و نامردی ندیدم من در این عالم بیـا و بـا حضـور خـود جهان را غرق زیبـا کن
تراعشق اندر این سینه، همی سوزد دل وجانم بیـا بنشیـن کنـار مـن مــرا سـوختـن تماشا کن
اگرحامد شدست مجنون به عشقت مبتلا گشته بیـا ای بهتـرین درمـان! مـرا امـشب مداوا کن

|
|
سه شنبه 19 شهریور1387 |
|
|
| |
|
2 جمله زیبا
|
|
|
ايمان را تا هر كجا بكشيد كش ميايد پس آنرا تا جلوه گر شدن خواسته تان بكشيد.
در بدن بيگانگان، فطرت بيدار فناناپذير هست. مثل خورشيدی که نورش فضای بی پايان را پر می کند اما با ابری مستور می گردد. مثل نور درون يک کوزه که از نظاره مخفی ست.
|
|
سه شنبه 29 مرداد1387 |
|
|
| |